الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

225

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

و فرمود : جان در برابر جان . اگر من مردم او را همان گونه كه مرا كشت بكشيد و اگر سالم ماندم خودم در بارهء او تصميم خواهم گرفت . در اين هنگام ابن ملجم كه از رحمت خدا به دور باد گفت : من اين شمشير را به هزار درهم خريدم و به هزار درهم آن را مسموم و زهر آلوده كردم و اگر اين شمشير به من خيانت كند خدايش از من دور گرداند . ام كلثوم بانگ برداشت كه اى دشمن خدا ! امير المؤمنين را كشتى . ابن ملجم گفت : من پدر ترا كشتم . ام كلثوم گفت : اميدوارم خطرى براى او نباشد . ابن ملجم گفت : پس تو بر من گريه مىكنى ؟ به خدا سوگند ضربتى به او زده‌ام كه اگر ميان همهء مردم تقسيم شود ، همه‌شان را خواهد كشت . او را از حضور على ( ع ) بيرون بردند و مردم از خشم او را گاز مىگرفتند و مىگفتند : اى دشمن خدا ! ديدى كه چه كردى ؟ امت محمد ( ص ) را به هلاكت انداختى و بهترين مردم را كشتى و او ساكت بود و سخن نمىگفت و او را به زندان بردند . مردم به حضور امير المؤمنين آمدند و گفتند : اى امير مؤمنان ! به ما فرمان بده تا فرمان ترا در بارهء اين دشمن خدا اجراء كنيم . او امت را به هلاكت انداخت و دين را تباه ساخت . امير المؤمنين فرمود : اگر زنده ماندم در باره‌اش تصميم مىگيرم و اگر مردم با او همان گونه رفتار كنيد كه با قاتل پيامبر رفتار مىشود . نخست او را بكشيد و پس از آن جثه‌اش را به آتش بسوزيد . « 1 » ( 1 ) راوى مىگويد : چون امير المؤمنين رحلت فرمود و خانواده‌اش از دفن آن حضرت فارغ شدند ، امام حسن ( ع ) دستور داد ابن ملجم را آوردند و چون او برابر امام حسن ايستاد ، به او فرمود : اى دشمن خدا ! امير المؤمنين را كشتى و تباهى بزرگ در دين آوردى . و سپس دستور فرمود گردنش را زدند . ام هيثم دختر اسود نخعى درخواست كرد لاشه‌اش را به او بدهند كه عهده‌دار سوزاندن آن شود و چنان كرد . ( 2 ) آن دو مرد ديگر كه با ابن ملجم در بارهء كشتن معاويه و عمرو عاص پيمان بسته

--> ( 1 ) . اين موضوع با روايتى كه در يكى دو صفحه بعد خواهد آمد و دنبالهء آن متن وصيت حضرت امير المؤمنين ( ع ) به دو فرزند بزرگوارش امام حسن و امام حسين است ، سازگار نيست و صحيح همان روايت است كه على ( ع ) فرمود : او را يك ضربه بيشتر نزنيد و مبادا كه او را پاره پاره ( مثله ) كنيد كه من شنيدم رسول خدا مىفرمودند از مثله و پاره پاره كردن حتى در مورد سگ هار پرهيز كنيد و مراجعه كنيد به : شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ص 6 ، ج 17 ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر ، 1963 ميلادى . م .